جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
253
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
نمىدهد كه به عيش و نوش بپردازند ، چون از شرايط عيش و نوش ، ثبات و آرامش است ! و اينكه حمله دشمنان انقلاب ، در نخستين مرحله متوجه رهبر انقلاب مىشود و او تا پيروز نشود تحت تعقيب و در زير فشار است و يك فرد انقلابى كه تحت تعقيب و فشار قرار گيرد ، امكانى نمىيابد كه در زندگى به آسايش و خوشى بپردازد و لذتهاى دنيوى را طلب كند ، مگر آنكه به هدف انقلاب برسد يا از آن دست بردارد ! زهد اين پيامبران انقلابى و دورى آنان از دنيا ، از اينجا سرچشمه گرفته بود ! ولى آنان در هر صورت ، در آن نوع از زندگى كه براى خود اختيار كردند ، و آن شكل از راههاى قناعت ، كه انتخاب نمودند ، آزادند و هيچكس كوچكترين حق اعتراضى بر اين روش انتخابى ندارد ، زيرا آنان خود اين راه را پسنديدند و كسى آنها را مجبور نساخت . . . * * * اكنون آنچه باقى مىماند اين است كه به گفتارهاى كوتاه آنان - كه بهوسيله آنها مردم را به زهد دعوت مىكنند - نظرى بيافكنيم : گفتيم كه اين پيامبران و بزرگان اصلاحطلب تاريخ ، مردانى انقلابى بودند كه در مبارزه و انقلاب از روشهاى زمان خود استفاده مىكردند . و روشن است كه انقلاب تنها با پرچمدار و رهبر آن پابرجا نمىشود ، اگرچه در بنيادش از گفتارها و انديشههاى او شكل يافته و روح آن بنا به مقتضاى محيط و تاريخى كه انقلاب در آن وقوع مىيابد ، از تعليمات وى رنگ گرفته باشد . بلكه انقلاب نيازمند گروهى از مردم است كه سربازوار در راه آن مبارزه كنند . و چون